ملکه سبا در حضور سلیمان

اول پادشاها ن 16 -1: 10
Koningin van Seba, 1Kon.10:1-13

 

ملکه صبا زنی بود که برای دانستن و آموختن حکمت حاضر شد که بیش از ۱۶۰۰ کیلومتر سفر طولانی را از یمن به اورشلیم بیاید. سفری که می بایستی هفته ها با شتر راه طولانی و سختی را در بیابان روز و شب در سرما و گرما بپیماید تا به اورشلیم برسد. او می دانست که چه می خواهد و به دنبال چه چیزی هست. به همین دلیل مشتاقانه این سفر طولانی و سخت را در پیش گرفت. ملکه صبا در مورد حکمت و ثروت پادشاه اسرائیل یعنی سلیمان چیزهای بسیاری شنیده بود. او می خواست که خودش به حضورسلیمان پادشاه آید و از حکمت او بشنود. این زن در اوج قدرت و ثروت پر بود از سوال هایی بی جواب در ذهنش و کسی قادر نبود به سوالاتش پاسخ صحیح بدهد تا او آرام گیرد. این مطلب زیبا را در اول پادشاهان فصل ۱۰ از آیه ۱ تا ۱۶ را باهم می خوانیم. او با وجودی که ملکه یک سرزمین بود ولی فروتنانه به حضور سلیمان آمد و اعلام داشت که دانش او کم است و به دنبال دانش بیشتری می گردد. زمانی که به حضور سلیمان پادشاه آمد با فروتنی در حضور او کرنش نمود. او خدایان زیادی را دیده بود (منظور بت های زیادی) ولی عظمت و بزرگی خدای سلیمان برایش خاص بود. او در این سفر طولانی ولی پربرکت تجربه های زیادی را کسب کرد. ملکه صبا دانست که خدای اسرائیل با دیگر خدایانی که او تا به حال دیده یا شنیده کاملا متفاوت است. او در سلیمان پادشاه، غنی بودن، سلامتی و صلح، آرامش و حکمت را دید. سلیمان هم این فرصت را به او داد تا از نزدیک شاهد تمام اعمال روزانه او باشد. اعمالی نظیر خدمت و عبادت خداوند در معبد، تقدیم قربانی به حضور خداوند، اعتراف به گناهکار بودن و طلب بخشش نمودن، رابطه صحیح با خدا داشتن، اطاعت و احترام گذاردن به خداوند و احکامش. سلیمان به او نشان داد که حکمت بالاتر از همه چیز است و فقط خداوند است که سرچشمه و منشا حکمت است. البته پادشاهان زیادی از نقاط مختلف برای دیدن و شنیدن حکمت سلیمان می آمدند و نیز هدایایی تقدیم می کردند. اما ملکه صبا اشتیاقی دیگر داشت. اشتیاق او خاص بود. او مشتاق دانش بود و به دنبال حقیقت. او زنی بود که برای این مطلب حاضر بود بها بدهد. او با تمام قلب می خواست بداند، خدا هم از این طریق یعنی ازطریق سلیمان تمام سوال هایش را پاسخ داد و دل او آرام گرفت. بخواهید تا داده شود. چگونه بفهمیم که ملکه صبا تمام سخنان سلیمان را درک کرده و پذیرفته است. در عهد جدید خود خداوند عیسی مسیح این مطلب را تایید می فرماید. در متی۱۲ آیه ۴۲ عیسی مسیح به قوم می فرماید: ملکه جنوب در روز داوری با این نسل برخواهد خاست و محکومشان خواهد کرد. زیرا او از آن سوی دنیا آمد تا حکمت سلیمان را بشنود و حال آن که کسی بزرگتر از سلیمان اینجاست. در واقع مسیح فرمود که این زن بیشتر و بهتر از شما برای شناخت حقیقت عمل کرد و برکت را هم دریافت نمود. مسیح نه فقط کار او را تایید نمود بلکه شهادت و داوری او را نیز تایید نمود. می بینیم با وجودی که در دوره سلیمان، پادشاهان بسیاری به حضور سلیمان می آمدند ولی عیسی مسیح فقط از ملکه صبا نام می برد و تایید می نماید به عنوان یک نمونه. زمانی که یهودیان بر اثر بی ایمانی عیسی را نپذیرفتند و رد کردند، عیسی از این زن ، سخن گفت یا بهتر بگوییم یادآوری کرد. این به معنای تایید حکمت سلیمان، وجود ملکه صبا و بالاتر و بزرگتر بودن خود عیسای مسیح است؛ "حال آن که کسی بزرگتر از سلیمان اینجاست و شما این را نمی بینید و اشتیاقی برای دانستن حقیقت ندارید. این زن از مسافت بسیار دور آمد تا سلیمان را ببیند ولی من در کنار شما هستم اما نمی فهمید! ملکه صبا با هدایای گران قیمت و خاص به حضور سلیمان پادشاه آمد و می خوانیم که در بازگشت چند برابر از آن چه داده بود را دریافت کرد!!. و مهم تر از همه آن که تمام سوال هایش پاسخ داده شد و چشمانش به روی حقیقت باز شد. آیه ۱۳، سلیمان پادشاه هر آن چه ملکه صبا از او خواسته بود به او داد به اضافه هدایایی که سلیمان با سخاوتمندی به او بخشید. آن گاه ملکه صبا و همراهانش به سرزمین خود بازگشتند. پادشاهی سلیمان سایه ای از عیسای مسیح است. سلیمان به معنای غنی بودن و پر بودن از صلح وآرامش و سلامتی است. او پر از حکمت بود و پادشاه
اسرائیل بود. ما چقدر اشتیاق داریم که به حضور خداوند آییم؟ چقدر حاضریم سرمایه و وقت خود را به خداوند اختصاص دهیم. ملکه صبا دانسته بود که مقام، دنیا و ثروت برایش نمی تواند کافی باشد. او به دنبال چیزی خاص تر می گشت و دریافت هم کرد. آیا حاضریم در سختی ها، ناامیدی ها، سردرگمی هایمان و همچنین در موفقیت ها و شادی هایمان به حضور پادشاه زندگی مان بیاییم و در کنار او آرام گیریم؟

Farah Masoumipoor