افسر رومى

متی 8 از آیه 5 تا 13

Romeinse centurio Mat.8:5-13

یکی دیگر از شخصیت های کتاب مقدس افسر رومی است که به حضور مسیح می آید، برای غلامش درخواست شفا می کند و او شفا می یابد. گفتیم که تمام شخصیت های کتاب مقدس، چه مثبت چه منفی برای ما درس و پیامی را به همراه دارند. ببینیم هدف از مطرح شدن این قسمت یعنی شفا یافتن خادم یک افسر رومی چه بود. آیا فقط این که عیسی فرمود: چنین ایمانی در میان قوم ندیده ام یا این که غلام او را شفا داد؟ قطعا فقط این نیست. پس با هم کلام را می خوانیم. متی ۸ از آیه ۵ تا .۱۳حال این سوال پیش می آید چرا مسیح چنین حرفی را در مورد یک شخصیت رومی زد؟ ابتدا بهتر است کمی در مورد شخصیت این افسر رومی صحبت کنیم. این که عیسی چه چیزی در او دید که هم غلامش را شفا داد و هم این جمله خاص را به او فرمود؛ چه ایمان عظیمی...چنین ایمانی ندیدم! او شخصی بود غیر یهودی، افسر روم بود که هم از بالا دستور می گرفت و اطاعت می کرد و همچنین زیردستانی داشت که از او دستور می گرفتند و اطاعت می کردند. برای بالادست و یا فرمانده خود و هم زیردستان خود نظم و اقتدار داشت. این قسمتی از وظیفه او بود. حال کمی به درون او نگاه کنیم. چه قلبی داشت برای نوکرش یا خادمش. او می توانست این غلام که مریض شده بود و به درد نمی خورد را رها کند و بیرون براند. آن هم در زمانی که برای غلام یا خادم هیچ ارزشی قائل نبودند. حتی برای یک غلام یا خادم سالم. چه رسد به غلام یا خادمی که مریض باشد و توانایی کاری را نداشته باشد. ولی او این کار را نکرد. چرا این چنین شخصی باید خود را فروتن سازد و التماس کند؟ برای چه؟! برای غلامش؟ این زیبا است؟ درخواست و تمنا در حضور همه؟ آن هم یک افسر فرمانده ارتش روم؟! در واقع این فرمانده ارتش همه چیز خود را کنار گذاشت؛ غرور، موقعیت اجتماعی، ثروت، وضعیت نژادی، سن و سال...چرا؟ جالب است که او این درخواست را برای فرزندش، خودش و یا همسرش نکرد بلکه برای غلامش. چه درس عظیمی به ما می دهد؟ او با وجودی که قدرت داشت، نفوذ داشت، افسر ارتشی بود که در اسرائیل آن زمان حکومت می کرد، چنین درخواستی از مسیح می کند! خصوصیات او: از فرمانده خود اطاعت می کرد زیرا که اگر او اطاعت نمی کرد به این درجه نمی رسید. پس اطاعت را خوب می شناخت. نظم و اقتدار داشت. پر از محبت بود و لطف برای زیردستان و غلامش. حاضر شد غرورش را کنار بگذارد و به حضور مسیح بیاید و طلب شفا کند. یعنی خود را در نظر نگرفتن...موقعیت خود را در نظر نگرفتن. این چیز کمی نیست. چقدر عیسی را می شناخت؟ مگر شاگردش بود؟ یا پیروش بود؟ مگر عیسی به او تعلیم داده بود؟ چه شناخت عمیقی از عیسی و قدرت و اقتدار داشت که به عیسی گفت: از همین جا فرمان دهی اجرا خواهد شد. و نکته دیگر چقدر فروتن بود. زیرا که به مسیح گفت: من لایق نیستم که به خانه من آیی. فقط دستور بده، اجرا خواهد شد. برای شفا و نجات غلامش حاضر شد از عیسی درخواست کند. مسیح چنین ایمانی را خواستار است. پس به او فرمود: مطابق ایمانت انجام خواهد شد. و او جواب ایمانش را گرفت. عیسی چه چیزی در او دید که چنین فرمود؟ یک: او دیگران را محبت می نمود و به فکر همه بود. دو: نه فقط به خادمش بلکه به اطرافیانش و یهودیان هم محبت داشت چون که برای یهودیان آن زمان در آنجا کنیسه ای ساخت تا مردم بتوانند روزهای شنبه دور هم جمع شده و خدا را عبادت کنند. و این برای تظاهر یا جلب توجه دیگران یا اینکه بخواهد خود را خوب جلوه دهد نبود. زیرا می بینیم که او در منزل هم همین گونه عمل می کرد و غلام خود را نیز محبت می نمود. و حاضر بود برای شفای او التماس و درخواست کند. سه: گفت من لایق نیستم که به خانه من آیی؛ فروتن بودن. قطعا خانه او باید بزرگ و زیبا می بود. حقیرانه و کوچک نبود زیرا او یک افسر ارتش روم بود. فروتن واقعی که نه فقط به زبان بلکه در عمل. چهار: او خوب می توانست قدرت و اقتدار را تشخیص دهد چون خودش دارای قدرت بود. پس اقتدار و قدرت عیسی را تشخیص داد. پنج: از همه مهم تر ایمانش به این که عیسی قادر است شفا را جاری سازد حتی از راه دور! مسیح خواهان چنین ایمان و افکاریست که در مقابل به او فرمود: برو طبق ایمانت انجام شود. ایمان ما به مسیح چگونه است؟ این را در عمل چگونه اجرا می کنیم؟ هوادار هستیم یا پیرو؟ مجبت ما به دیگران چقدر است؟ چقدر حاضریم برای دیگران وقت بگذاریم؟ چقدر حاضریم برای دیگران درخواست شفا و دعا کنیم؟ فروتنی ما چگونه است؟ آیا فقط در حرف است یا در عمل؟حاضریم برای در نظر گرفتن دیگران غرور خود را کنار بگذاریم؟ یا بهتر بگویم نگاه ما به دیگران و اطرافیانمان چگونه است؟ و در آخر مسیح که در ما می نگرد چه چیز می بیند؟

 

Farah Masoumipoor