ابراهيم و لوط

پیدایش 13 آیات 10 تا 16
Abraham en Lot, Gen.13:10-16

انتخاب های ما در زندگی و در نسل ما اثرگذار است. تصمیم گیری هایی که ما از روی ظاهر و با عجله و بدون دعا و حکمت خدا انجام می دهیم می تواند در زندگی ما اثر بدی را بگذارد. در این قسمت می خواهیم بخشی از کلام را که درباره شخصیت های ابراهیم و لوط از عهد قدیم در کتاب پیدایش فصل ۱۳ آیات ۱۰ تا ۱۳ آمده را با هم کار کنیم. این ماجرا نشان دهنده دو مرد با سرنوشت و انتخاب متفاوت است. ابراهیم شخص صلح طلبی بود ولی لوط شخصی نفسانی و دنیاپرست و خودبین بود. لوط سرزمین حاصلخیز را انتخاب کرد و در ارتفاعات ساکن شد. ولی ابراهیم در سرزمین خشک در همان جا باقی ماند. ابراهیم مرد خدا بود ولی لوط مرد دنیا. لوط وادی اردن را انتخاب کرد که به وسیله رود اردن آبیاری و سیراب می شد. همان گونه که مصر به وسیله رود نیل سیراب می شد. این منطقه مانند باغ عدن چشم نواز بود. ولی در کنارش هم مشکلاتی بود و شهرهایی که پر از فساد و گناه و شرارت بود در آن جا قرار داشت. در واقع لوط آن چه را که به چشمش خوشایند بود انتخاب کرد، انتخابی که برای روحش مناسب نبود. می بینیم که او در ابتدا چادرهای خود را در نزدیک شهر سدوم به پا کرد و خیمه زد، ولی بعد می خوانیم که او به داخل شهر نقل مکان کرد. به داخل شهری که سدوم نام داشت و پر از بدی و شرارت و فساد بود خانه گزید و زندگی کرد. البته او در نهایت تمام دارایی و حتی زن خود را در زمان نابودی سدوم و عموره توسط عدالت و داوری خداوند از دست داد. حتی نزدیک بود که جان خود را هم از دست بدهد. چون به نظر می رسید با وجودی که فرشتگان به او گفتند که باید زودتر از این شهر خارج شود ولی انگار که او حاضر نبود دل بکند. چون در آیه ۱۶ می خوانیم که فرشتگان دست او، همسرش و دخترانش را گرفتند و آن ها را بیرون آوردند. پس می بینیم که انگار تمایلی به خارج شدن نداشت. اغلب مردم شبیه لوط عمل می کنند. آنان دنیا را دوست دارند. کلام خدا در عهد جدید در نامه اول یوحنا باب ۲ آیات ۱۵ و ۱۷ چنین می گوید: به دنیا و آن چه به آن تعلق دارد، دل نبندید. کسی که دنیا را دوست دارد، محبت خدای پدر در او نیست. هر آن چه به جهان تعلق دارد یعنی آن چه نفس اماره آرزو می کند و آن چه چشم می بیند و طلب می کند و آن چه مایه فخر و غرور است از پدر نیست. این ها همه به دنیا تعلق دارند. دنیا و تمایلات دنیوی از بین خواهند رفت اما هر که اراده خدا را به جا آورد تا به ابد خواهد زیست. می بینیم که ابرام به دنبال حکمی رفت که بعدها توسط عیسی مسیح در عهد جدید تعلیم داده شد. در متی باب ۶ آیه ۳۳ عیسی می فرماید: شما قبل از هر چیز برای به دست آوردن ملکوت خدا و انجام اراده و خواسته خدا بکوشید. آن وقت همه این چیزها به شما داده خواهد شد. در واقع مدت زیادی از راهی شدن لوط نگذشته بود که خداوند آن وعده عظیم خود را با ابراهیم تجدید کرد و این را در همان کتاب پیدایش باب ۱۳ آیه ۱۵ می خوانیم. و حتی خداوند در ادامه در آیه ۱۶ می فرماید: من نسل های بسیاری به تو خواهم بخشید، طوری که کسی نتواند همه آن ها بشمارد. شمارش آنان مثل شمارش غبار روی زمین خواهد بود که این شمارش غیر ممکن خواهد شد. نگب منطقه بزرگ و صحرایی بود در قسمت جنوب کنعان که این ماجرا در آن جا اتفاق افتاد. لوط به خاطر انتخاب زمین بهتر گناه نکرد. چون ابراهیم به او حق انتخاب اول را داده بود. او در این انتخاب که چه قسمتی از آن زمین و منطقه بزرگ را بپذیرد کاملا آزاد بود. آزاد بود که انتخاب کند نزدیک به ابراهیم بماند یا نه، نزدیک به شهر سدوم و عموره. لوط از فساد آن شهر آگاهی داشت ولی زمین حاصلخیز و خودبینی برایش در الویت قرار داشت. هر گاه ما به دنبال این باشیم که چه چیزی به چشمانمان زیبا و نیکو می آید و خوب است ولی در مورد آن از خداوند نظر نخواهیم و اراده خدا را قائل نباشیم، در واقع چیزی را که خدا برایمان در نظر داشته است و آن چیزی که بهتر است را از دست خواهیم داد. پس در انتخاب هایمان دنیابین و خودبین نباشیم، بلکه اول اراده خدا را بجوییم و اگر هم انتخاب درستی را نکردیم یا انتخاب اشتباهی را کردیم، بهتر این است که آن را به خداوند اعتراف کنیم، از او کمک بطلبیم. او قطعا قادر است ما را از مشکلی که در نتیجه انتخاب اشتباهمان پیش آمده برهاند. چون خداوند به قلب می نگرد و بخشنده است. هم چنانی که لوط را نیز از نابودی رهانید. در پایان این فصل می بینیم که ابرام برکت عظیمی را از خدا دریافت کرد و برای خداوند مذبحی و خیمه ای به پا داشت؛ مذبحی برای ستایش و شکرگزاری و تصدیق این که تنها خداوند منشا تمام برکات است و تنها او شایسته پرستش و انتخاب و اعتماد است.

Farah Masoumipoor